سراوان شهر نخل و نگاره

بررسی سابقه تاریخی بلوچستان و سراوان

 
نویسنده : علیرضا ارباب - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
 

 سابقه تاریخی بلوچ-۲

فاتحان بلوچستانبا سلام در قسمت اول این تحقیق نوشتیم که خواستگاه بلوچ کجا بوده و نظرات مختلف مستشرقین را بیان کردیم  اما در این قسمت از مقاله میخواهیم در مورد فاتحان بلوچستان بنویسیم .فردوسی شاعر و حماسه سرای بزرگ ایران در شاهنامه بار ها از بلوچ بعنوان جنگجو یاد کرده است فردوسی در شاهنامه از تصرف بلوچستان توسط شاه ایران کوروش کبیر گفته که پس از فتح بلوچستان مکران را بعنوان چهاردهمین  ساتراپ (ایالت) هخامنشی قرار داد . البته قبل از فردوسی و کورش کبیر، بلوچستان مورد تجاوز اسکندر مقدونی قرار گرفته بود که مورخان یونانی (هرودت و دارتوسنتز ) گزارشات جالبی از وضعیت بلوچستان در سه قرن قبل از میلاد داده اند ( از جمله دفاع جانانه مردم جالق در برابر لشکر اسکندر و یا گزارشاتشان در مورد سکونت گاهها و طرز زندگی  بلوچ ها )  .با ظهور اسلام و فتوحات شان به ایران رسیدند وقتی که لشکر خلیفه دوم  حضرت عمر فاروق (رض) ساسانیان را شکست داد و ایران فتح شد به مرزهای بلوچستان رسیدند عمر(رض) سیاحی را برای ارزیابی و شناسایی بلوچستان به انجا فرستاد که این سییاح پس از مواجه شدن با مشکلات فراوان و مشاهده کیفیت جنگ بلوچها به خلیفه این گونه گزارش داد  که برای تصرف بلوچستان نیرویی بزرگ و قدرتمند با آذوغه فراوان مورد نیاز خواهد بود . در زمان امیر معاویه (رض) نیرویی اعزام شد اینها مکران و ناحیه نیکان و نوکلات (کلات )را فتح کردند. در زمان حکومت حجاج بن یوسف عوامل شاه هند (داهیر شاه) کشتی های حجاج را غارت کردند و همین بهانه ای شد برای لشکر کشی اعراب به هند و حجاج داماد خودش را  به نام محمد بن قاسم با لشکری مجهز به سوی هند فرستاد و سند و بخش هایی از بلوچستان و پنجاب تا مولتان را فتح کرد . اعراب از قرن هفتم تا قرن دهم بر بلوچستان حکومت کردند و پایتخت آنها خوذذار بود بلوچستان در دوران اعراب پیشرفت کرد و کشاورزی و زندگی شهری بخوبی درهم آمیخته و بلوچستان به بالاترین درجه رفاه رسد در پایان قرن دهم قدرت اعراب در بلوچستان به پایان عمر خود رسید و سلطان محمود غزنوی  که اهنگ هند کرده بود بلوچستان را فتح کرد و در سال 1219 سلطان محمد خوارزمشاه بلوچستان را بخش از امپراطوری سلجوقی ذکر کرد .در آغاز قرن سیزدهم بلوچستان بار ها و بارها (بدلیل عدم تسلیم شدن بلوچها ) مورد تاخت و تاز و تاراج مغولها قرار گرفت آنها حکومت بلوچها را ازبین بردند و رونق و رفاه بلوچها را نابود کردند کاری که در سایر ممالک و شهرها کردند بدلیل مقاومت شدید بلوچها هزاران بار بدتر با ما کردند .البته مقاومت در بربر بیگانگان  در دورهای طولانی باعث اعتماد و اتحاد و وفا داری بلوچها نسبت به روسای و خوانین شان گردید و محتملا بصورت عقیده خاص در میان کل بلوچها عمومیت پیدا کرد . و همین مسائل باعث شد که در قرن 15 بلوچستان دارای کنفدراسیون یا اتحادیه گردد....این بحث ادامه دارد و در قسمت بعد در مورد کسانی خواهیم گفت که بلوچها را متحد کردند و بلوچستان را بصورت کشوری مستقل اداره کردند .حق یارتان.
 
comment نظرات ()