سراوان شهر نخل و نگاره

بررسی سابقه تاریخی بلوچستان و سراوان

راز تجزیه مکران(2)
نویسنده : علیرضا ارباب - ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٧
 

به نام خدای زیبایها

پاتینجر و کریستی:

از جمله دیگر ماموران سیاسی و نظامی دولت انگلیس در این برنامه سروان چارلز کریستی و ستوان هنری پاتینجر بودند که مامور شدند ار خشکی قدرت طبیعی ، اقتصادی و مناطق سوق الجیشی بلوچستان را بررسی کنند .

پاتینجر و کریستی سفر خود را از بمبئی در سال 1810م/1225ق آغاز کردند


پاتینجر و کریستی سفر خود را از بمبئی در سال 1810م/1225ق آغاز کردند و در لباس نمایندگان یک تاجر هندی برای خرید اسب به طرف کلات که در آن زمان مرکز بلوچستان شرقی حرکت کردند . در مسیر کلات ابتدا به شهر بلا یا بیلا که یکی از شرقی ترین شهرهای بلوچستان است رفتند و در این شهر به واسطه هدایایی مورد توجه حاکم آن ناحیه که عنوان ((جم)) داشت قرار گرفتند و توانستند سفارش نامه هایی از جانب حاکم به روسای مختلف که در جنوب کلات و در مسیر مسافرت آنها قرار داشت بگیرند .

پاتینجر و کریستی پس از عبور از خضدار و تهیه نقشه های لازم به طرف کلات حرکت کردند پاتینجر در کتاب خود  گزارش کاملی از وضع کلات آورده است وی در آنجا از یک واعظ کرمانی اطلاعاتی در مورد بمپور و کیچ بدست می آورد و بهمراه کریستی به نوشکی که مرکز اتصال راههای بلوچستان بود میروند و در انجا از هم جدا میشوند کریستی به سیستان میرود و پاتینجر ماموریتش را در بلوچستان ادامه میدهد و از نوشکی به کله گان رفته و از انجا به دزک میرود و پس از عبور از سب(سیب) وارد مگس (زابلی امروزی) میشود و از انجا به بمپور میرود و پس از کسب اطلاعات لازم ادامه سفرش به طرف کرمان و یزد میرود و در نتیجه این سفر تفننی ، پاتینجر اطلاعات فراوانی در مورد قبایل و روسای آنها ، شمار جنگجویان تحت فرمان هر یک از روسای قبایل و همچنین اوضاع طبیعی منطقه بدست میاورد که موجب آشنایی انگلیسی ها از بلوچستان و دیگر ماموران دولت انگلیس جهت ورود به بلوچستان میشود.

-سیاست ایجاد کمربند حایل :

هندوستان به یقین در بزرگ کردن انگلستان سهیم بوده و بی سبب نیست که آن را "گاو شیرده انگلستان " نامیده اند اما بدست گرفتن این مستعمره معایبی نیز داشت و ان این بود که انگلستان انزوای مجلل خود را از دست داد و صاحب نقاط آسیب پذیر شد که یکی از این نقاط هندوستان بود هر چند که سه طرف هندوستان را آب فرا گرفته بود و قدرت نظامی نیروی دریایی انگلیس نیز سرآمد همه بود اما طرف چهارم هند خشکی بود و تنها را خشکی که دروازه ورود به هند نیز بود در مسیر شمال غربی بود و این معبر شامل قسمتهایی از بلوچستان و افغانستان میشد (مسیرهایی که قبلا نادر شاه و تیمور لنگ برای فتح هند از آن استفاده کرده اند)‌.

بعد از شکست ناپلئون و نابودی ارتش وی برای مدت کوتاهی خیال انگلیس از بابت هند راحت شد ولی در سال 1830م /1250ق با قدرت گرفتن دولت روس و ایجاد طرح (مساله شرق و یا بازی بزرگ) که در این طرح دولت ایران به عنوان دولت حایل میان روسها و هند از اهمیت خاصی برای انگلیسی ها برخوردار شد.

انگلیسی ها که از قدرت گیری روس ها ترسیده بودند و نفوذ روس را در دولت مردان ایران دیده بودند بصرافت افتادند کاری بکنند که مسئله هرات را ایجاد کردند که منجر به استقلال افغانستان گردید(قبل از آن جزو ایران بود) . و جریان دیگری که اتفاق افتاد قیام مردم هند علیه انگلیسی ها بود که روز به روز قدرت بیشتری میگرفتند با چنین اوضاعی که انگلیس موقعیت خود را در خطر میدید قسمتی از بلوچستان را از ایران جدا کرده و کمربند حایل میان مستعمره خود و ایران قرار داد و این سیاست روباه پیر برای حفظ هند منجر به دو تکه شدن بلوچستان گردید.


 
comment نظرات ()