سراوان شهر نخل و نگاره

بررسی سابقه تاریخی بلوچستان و سراوان

خواستگاه بلوچ -1
نویسنده : علیرضا ارباب - ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧
 

به نام خالق بی همتا

خواستگاه بلوچ

سلام

حلول ماه مبارک رمضان را بر عموم مسلمانان تبریک میگویم امیدورام که لحظه لحظه این ماه برایتان خالی از عرفان نباشد متاسفانه به دلایلی نتوانستم از اولین روز ماه مبارک در خدمت شما باشم . چند روز قبل اتفاقی افتاد که مجبورم کرد تا خارج از مبحث ناتمام وبلاگ (بلوچستان در دوره ناصرالدین شاه) بنویسم هر چند که مطلب امروز نیز مربوط به تاریخ بلوچستان می باشد . اما دلیل نوشتن این مطلب: روز دوم ماه مبارک بود و در محفلی نشسته بودیم و طبق معمول بحث ما به بلوچ و بلوچستان رسید که یکی از دوستان که از نظر سنی حکم پدری داشت اظهار نظری کرد عجیب .

این بنده خدا با تحکم خاصی اظهار داشت که ما بلوچها از نسل حضرت حمزه هستیم که بعد از حادثه کربلا به بلوچستان آمده ایم هر چه ما میگفتیم که نه اینجور نیست بنده خدا اصرار داشت که واقعیت همین است که میگویم و دلیل سخنش را یک شعر قدیمی بلوچی میدانست که در آن اشاره شده بود به مهاجرت بلوچ ها از حلب بعد از حادثه کربلا که با این ابیات آغاز میشد:

" وقتیکه سر زرته یزید                                  وْ کشتگی شاهین حسین

    ما اشتگینت زرین منند                            گون شصت وچارین فرقوان

     رند چه حلب پاد آتکگنت                    رودبارا من شنگ بوتگنت.......

یعنی (( وقتی که یزید روی کار آمد و حضرت حسین را به شهادت رساند . ما سرزمین زر خیز شام را ترک کرده و با شصت و چهار فرقه و هر فرقه با امیر خویش. طایفه رند از حلب"شام" حرکت کرده و در اطراف روبار منتشر شدیم ....)).

این حقیر نیز دیدم که این مبحث نیز جالب می باشد دست به تحقیق زده و راز بلوچ و خواستگاه بلوچ را پیدا کردم و جالب انکه این مبحث را دانشمند بزرگ بلوچ قاضی عبدالصمد سربازی انقدر دقیق و موشکافانه بررسی و تحلیل کرده اند که جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمانده است و این حقیر نیز از تحقیقات کامل و جامع این دانشمند بزرگ نهایت استفاده را برده ام امیدوارم که این مبحث برای شما نیز جالب باشد

بلوچ و موطن اصلی او :

اینکه کسانی ادعا میکنند که بلوچ از نسل حضرت حمزه میباشد و سند و دلیل حرف خویش را فقط شعر بالا میدانند کم نیستند اما با مطالعه تاریخ ما به جواب دیگری می رسیم و ان این است که بلوچ یک قوم مستقل است که از ابتدا هستی یعنی از زمان تفرق انسانها بر روی کره زمین در بلوچستان بوده که چند دلیل ذیل گواهی بر این مدعاست که سالها قبل از تولد حضرت حمزه در این سرزمین بلوچها بوده اند

1-بلوچها به روایت شا هنامه فردوسی:

در شاهنامه فردوسی به کرات از بلوچها نام برده در اوایل شاهنامه آمده است که در زمان اردشیر بلوچها تبدیل به قدرت فروانی شده بودند که اردشیر نتوانست بر آنها غلبه کند تا اینکه حکومت به انوشیروان رسید و او در تمام طول سلنت خویش سعی کرد تا بلوچها را به زیر یوغ خویش درآورد که هیچ وقت موفق نشد و در آخر مجبور شد تا با تمام قوا به جنگ بلوچها برود در اثر این جنگ نابرابر بلوچ شکست میخورد

همی رفت و آگاهی آمد به شاه *-*-*-*-* که گشت از بلوچی جهانی تباه.....

بکار بلوچ ، ارجمند اردشیر *-*-*-*-*بکوشید با کاردانان پیر           نبد سودمندی به افسون رنگ *-*- نه از بند و رنج و نه از پیکار وجنگ....

سراسر به شمشیر بگذاشتند *-*-*-* ستم کردن لوچ بر داشتند

بشد ایمن ازرنج  ایشان جهان *-*-*-*-* بلوچی نماند آشکار و نهان...

طبق روایت فردوسی بلوچها در این جنگ شکست خورند اما این که نسل بلوچ منقرض شد دیگر غلو شاعر است برای بزرگ نشان دادن پیروزی لشکر انوشیروان .

اما نتیجه ای که ما میخواهیم بگیریم این است که انوشیروان شاه مشهور ساسانیان در سال 531 میلادی بر تخت سلطنت نشت در حالی که قوم بلوچ در زمان شاه قبلی ایران زمین یعنی اردشیر صاحب قدرت فراوانی بودند یعنی اینکه سالیان پیش نیز انها ساکن بلوچستان بوده اند و این ادعا را که بلوچها عربهایی هستند از نسل حضرت حمزه خود بخود باطل میکند

این مبحث ادامه دارد ...


 
comment نظرات ()