سراوان شهر نخل و نگاره

بررسی سابقه تاریخی بلوچستان و سراوان

بلوچستان و قاجارها-3
نویسنده : علیرضا ارباب - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸٧
 

خدا زیباست

شورشها در زمان ناصر الدوله

بعد از فوت ابراهیم خان سرتیپ حاکم بلوچستان در سال 1302 قمری داماد او عباس خان به حکومت بم و بلوچستان رسید که بعد از مدت کوتاهی کشته شد . بعد از آن اداره امور بم و نرمانشیر به ولی خان پسر وکیل الملک اول و امور بلوچستان به طور مشترک به زین العابدین خان و ابراهیم خان که این دو از نزدیکان ابراهیم خان سرتیپ بودند رسید . در سال 1304 قمری ناصر الدوله این دو برادر بمی را از حکومت بلوچستان خلع کرد و ابوالفتح خان ترک را که از افسران فوج قزاق بود به حکومت بلوچستان منصوب کرد . ابوالفتح خان که ظلم را از حد گذرانیده بود باعث گردید تا بلوچها دست به شورش بزنند که در این بخش به چند تا از شورشهای بزرگ و مهم می پردازیم :

ابوالفتح خان در ماموریتی که از طرف ناصر الدوله داشت به منطقه سرحد برای سرکوبی طایفه یاراحمد زهی رفت مردم این طایفه که در نتیجه ظلم های ابوالفتح خان قیام کرده بودند که بعد از درگیریهای فراوان سرانجام حرکتشان سرکوب شد .سران طایفه یاراحمد زهی بعد از شورش علیه ابوالفتح خان به ناصر الدوله پیام فرستاند که مطیع دولت می باشند و از ترس جان خود با ابوالفتح خان وارد جنگ شده اند ناصر الدوله از آنان دلجویی کرد و عذر آنها را پذیرفت و به آنها دستور داد که از سرحد که محل زندگی شان بود کوچ کرده و در فهرج ساکن شوند تا او نیز یک قسمت از اراضی این محل را در مقابل زمینهای سرحد به آنها واگذار کند با قبول این دستور افراد این طایفه به فهرج کوچ کردند ابوالفتح خان با این طایفه ابتدا با مهربانی رفتار کرد و پس از آنکه سوء ظن ها برطرف گردید بی خبر بر انها حمله کرد و تمامی مردم را با زن و بچه ها اسیر کرد . در مقابل این خیانت ابوالفتح خان ، بلوچها به سرکردگی سردار حسین خان قیام کردند و قلعه پهره را که ابوالفتح خان در آن ساکن بود به محاصره خود در آوردند و قلعه بمپور را که پادگان نیروهای دولتی بود تصرف کردند و این قیام بلوچها به سرعت در تمام بلوچستان گسترش یافت.

علت اصلی گسترش سریع این قیام و شورش در بلوچستان چیزی بجز ظلم و ستم قاجار ها و سرخوردگی مردم نبود در دوره حکومت ابراهیم خان او به میزان مالیاتها ی بلوچستان به سرعت می افزود ابراهیم خان که از خصوصیات بلوچها آشنایی داشت میدانست که با لشکر کشی نمی تواند بر بلوچستان حکومت کند لذا خوانین بلوچ را به خود نزدیک ساخته و با کمک خوانین محلی تا آنجا که میتوانست از رعیت مالیاتهای سنگین میگرفت و نتیجه گرفتن مالیاتهای سنگین چیزی نبود جز مهاجرت گسترده و شبانه مردم از سرزمین خویش و در نهایت شورش علیه دولت سرتا پا ستم قاجار ها .

سردار حسن خان که رهبری این شورش را بر عهده داشت در واقع خود نیز از دست نشاندگان ناصر الدوله بود که وی نیز نتوانسته بود از تعهدات مالیاتی خود برآید بناچار با این شورش همراهی کرد با گسترش قیام مردم ناصر الدوله چاره ای نداشت جز برکناری ابوالفتح خان. پس بناچار وی را برکنار کرد و بجای او حشمت السلطنه پسر عموی خود را حاکم بلوچستان گردانید و با توجه به وضعیت نا آران بلوچستان به وی توصیه کرد : "" لدی الورود بدون سیاست و تنبیه همه را مطیع و منقاد خود گرداند"" .

در همین موقع بود که از کرمان به تهران تلگراف شد که روسای بلوچ به حکومت نوشته اند  که یاغی نیستیم بلکه از تعدی ابوالفتح خان به ستوه امده ایم . ناصر الدوله در چنین شرایطی برای پایان دادن این شورشها مجبور به واگذاری حکومت به کسی بود که با این مردم آشنایی داشته باشد و بنابراین طی حکمی به  زین العابدین خان و ابراهیم خان آنها را به حکومت بلوچستان منصوب کرد ................


 
comment نظرات ()